فکر میکردم که برام , یه رفیق و همدمی
تو کویر آرزوم , بارون نم نمی
به گمونم آخر , عاشقای عالمی
بذار راحتت کنم , فکر می کردم آدمی
اما دیدم تو یار نیمه راهمی
بازی تازه , واسه قلب سادمی
بهشتی که می گفتی , یه فریب ساده بود
دستت که رو شد , دیدم جهنمی
هی که چقدر برام کمی
تو چقدر برام کمی
به خیال باطلم , تو دوای دردمی
لایق عشق منو , قلب پاک و سادمی
توی آیینه چشام , فکر می کردم خودمی
روی گلبرگ ترانه هام , زلال شبنمی
فکر می کردم آخر تنهایی های دلمی
واسه زخم کهنه تنهایی ها یه مرحمی
مرحمی
فکر میکردم که برام , یه رفیق و همدمی
تو کویر آرزوم , بارون نم نمی

باید تورو پیدا کنم
شاید هنوزم دیر نیست
تو ساده دل کندی ولی تقدیر بی تقصیر نیست
با اینکه بی تاب منی بازم منو خط میزنی
باید تو رو پیدا کنم تو با خودت هم دشمنی
کی با یه جمله مثل من میتونه آرومت کنه
اون لحظه های آخر از رفتن پشیمونت کنه
دلگیرم از این شهر سرد
این کوچه های بی عبور
وقتی به من فکر می کنی
حس می کنم از راه دور
آخر یه شب این گریه ها سوی چشام می بره
عطرت داره از پیرهنی که جا گذاشتی میپره
باید تو رو پیدا کنم هر روز تنهاتر نشی
راضی به با من بودنت حتی از این کمتر نشی
پیدات کنم حتی اگه پروازم پرپر کنی
محکم بگیرم دست تو احساسم باور کنی
باید تورو پیدا کنم
شاید هنوزم دیر نیست
تو ساده دل کندی ولی تقدیر بی تقصیر نیست
باید تو رو پیدا کنم هر روز تنهاتر نشی
راضی به با من بودنت حتی از این کمتر نشی
امیدوارم دیر نشده باشه![]()


زير آورِ مصيبت يا که بارون با توام
دل به دريا زدم و کاري به دنيا ندارم
تو سکوت سنگي دنيا غزلخون با توام
خودت اونوقت مي بيني چقدر فراوون با توام
سخت گرفته همه دنيا که تورو رام کنم
تو هجوم سختي ها ببين چه آسون با توام
سختِ باور مثل جنگل تو بهارون با توام
غرق موج عشقتم هرجا بري باهات ميام
تو سکوت برکه و خروش کارون با توام









