
که تو رو بگیرن از من
چه غریب و ناشناسه
جاده ی به تو رسیدن
همیشه یه چیزی بوده
شوقتو از دلم ربوده
ولی یک تپش دل من
از غمت جدا نبوده
بیا بیا .... بیا بیا بیا
یه روز چشاتو وا کنی
می بینی من تموم شدم
می بینی جام چه خالیه
یا رفته ام پی خودم
اگه یه روز و روزگار
پیش خودت باز بشینی
تمام این روزا رو
جلو چشات باز می بینی
بیا بیا .... بیا بیا بیا
چقدر ما فاصله داریم
چرا اینو نفهمیدم
کاش اون روزا می مردمو
یه جور اینو می فهمیدم
دیگه برام نمی مونی
تو چشمات اینو می خونم
چقدر دلم گرفته باز
نمی دونم چی بگم
بیا بیا .... بیا بیا بیا



دیوونتم
دق میکنم
اگه نیام به دیدنت
این روزا مشکله برام
نبودن و ندیدنت
این روزا تنها آرزوم
فقط به تو رسیدنه
دیدن تو بهونهء
هر تپش قلب منه
بگو تو هم دلت برام تنگ شده
آخه چرا دلت مثل سنگ شده
اگه بدونی که چقدر دلم واسه
گرمی آغوش تو تنگ شده
دلم برات تنگ شده
به سرعت ثانیه ها
میگذرم از تو جاده ها
تا تو رو پس بگیرم از
تموم این فاصله ها
نمیشه که نبینمت
خیلی دلم تنگه برات
دلم داره پر میزنه
واسه شنیدن صدات
بگو تو هم دلت برام تنگ شده
آخه چرا دلت مثل سنگ شده
اگه بدونی که چقدر دلم واسه
گرمی آغوش تو تنگ شده
دیوونتم ... دیوونتم ... دیوونه
به سرعت ثانیه ها
میگذرم از تو جاده ها
تا تو رو پس بگیرم از
تموم این فاصله ها
نمیشه که نبینمت
خیلی دلم تنگه برات
دلم داره پر میزنه
واسه شنیدن صدات
دیوونتم ...


。◕‿◕。









