حالا من يه گوشه تنهام با يه عكس يادگاري
رفتي بي وفا و گفتي كه منو دوسم نداري
حالا باز دوباره بارون مي خوره رو تن شيشه
اخه چي كم شده از تو كه مي ري واسه هميشه
عزيزم دنيا كوچيكه تو بگو اخه كجايي
ياد تو مي افتم هر وقت
هي مي گم جاي تو خالي
هي ميگم جاي تو خالي
تو شباي پر ستاره
دل من هواتو داره
ياد من مي مونه نيستي
بودنت خواب و خياله
روي بام خاطراتت من كبوتر شدم اما
با يه سنگ نفرت تو پريدم از بوم دنيا
حالا بعد رفتن تو من يه گوشه اي نشستم
هي مي گم كجايي اخر اخه من دل به كي بستم
ديگه خسته ام از اين عشق خيالي
هي ميگم جاي تو خالي
هي ميگم جاي تو خالي


بدینسان خوابها را با تو زیبا میکنم هر شب![]()
تبی این کاه را چون کوه سنگین می کند آنگته![]()
چه آتشها که در این کوه بر پا می کنم هر شب![]()
تماشایی است پیچ و تاب آتش ها خوشا بر من![]()
که پیچ و تاب آتش را تماشا می کنم هر شب ![]()
مرا یک شب تحمل کن که تا باور کنی ای دوست![]()
چگونه با جنون خود مدارا می کنم هر شب![]()
کجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی
که من این واژه را تا صبح معنا می کنم هر شب![]()

*** تصویر ... ***
در اتاقی خالی از تصویر تو
روی دیواری که در گرد و غبار
چهره غم را نمایان می کند
مهربانی های لبخند تو را
با یر انگشت نگاهی در دلم
لابلای گرد و خاکش می شم
هیبت و زیبایی لبخندتو
گرد و خاک خانه دل را زدود
رده های آبی احساس هم
در نسیم یاد تو خود را نمود !
****************
*** The image ***
in a room voide of your image
an wall wich images sorouse face in the dost
i draw the kindense of your smile
with a finger tip of loock in my heart
the dost of my heart hot is filed awy
by the biuty and parity of your smile
and in the brizz of your memory
the blue cortainse of pasion
!show of them selvese
*** بوسه تو ***
من درون دستهایم قاصدک
در دلم شوق نگاهی آشنا
می فرستم سوی تو پیغام دل
ناگهان ...
باد تند سر کشی
برد از کفم احساس را
آرزویم غرق در یک خواب شد
خواب شیرینم زهی بیتاب شد
... تو در آن لحظه مرا بوسیدی !




















توي کوچه هاي اميد
آرزوم رنگ تو داره
تو بيا اميد من باش
تا چشام بارون نباره
زندگي رنگي نداره
اگه تو نيايي کنارم
جز تومن کسي ندارم
تا ابد تو هستي يارم
تو زمستون سياهم
تو دلم جوونه کردي
منو تا خدا رسوندي
قلبمو نشونه کردي
تو اگه پيشم نباشي
شب من سحر نميشه
فاصله بين من و تو
ديگه در بدر نميشه




تو رو خدا صـدام نکن خوابتو داشتم مي ديــدم
اطلسي هاي عاشقــو از گـل لبهـــات مي چيدم
تو رو خدا صدام نـکن تو خواب تومهربون تري
دست منو مي گيري و با خود به ابرها مي بري
هزار تا آسمون واسـم ستاره ها رو مي شماري
ماهو مياري رو زمين جاش منو اونجا مي ذاري
چقد تو پاک و مهربون تو خواب من پا مي ذاري
بيدار مي شم تو مي ري و باز منو تنها مي ذاري
تو رو خـدا به جـون من خوابمو از چشام نگير
تو رو خدا صـدام نکن خوابتو داشتم مي ديدم
اطلسي هاي عاشقــو از گل لبهــات مي چيدم

فقط مي خوام تو چشم تو نگاه کنم
دلم مي خواد فقط تو را صــدا کنم
رفتي سفر يه وقت فراموشـــم نکن
من بي کسم تو ترک آغوشـــم نکن
چرا مي خواي اشک منو در بياري
عزيز مـــن مگه تو دوستـــم نداري
اگه بري چشماي من گريـــون ميشه
دلت به قلبم هميشه مديــــــون ميشه
دوست نــدارم تو بري و مــن بمونم
هرجا باشي به ياد چشمات مي مونم
مي سپارمت دست خداي مهربــون
خيلي ميــشم از رفتنت دل نگرون
رفتي سفر يه وقت فراموشـــم نکن
من بي کسم تو ترک آغوشـــم نکن





































