تبليغاتX
ღعشـقـولانه ღ
ღعشـقـولانه ღ

    • خوش آمديد اميدواریم لحظات خوشي را سپري نماييد ღ ツلطفا نظر بدین ...ممنونم ツღ       به نام خدا خالق انسان . به نام انسان خالق غم ها . به نام غم ها به وجود اورنده ي اشك ها . به نام اشك تسكين دهنده ي قلب ها . به نام قلب ها ايجاد گر عشق و به نام عشق زيباترين خطاي انسان   

      این منم که تو را می خوانم

      نه پری قصه هستم در آفاق داستان

      و نه قاصدکی در یک قدمی تو

      من یک انسانم

      کسی که همواره به یاد توست

      سالهاست با رودخانه و آسمان زندگی میکنم

      برای کفتران چاهی دانه میریزم

      و ماه را به مهمانی درختان دعوت می کنم

      این تویی که در تمام لحظات می بینی

      مینویسم تا تمامی درختان سالخورده بدانند

      که تو مهربانترین مهربانی

      پس آرام و گرم مینویسم

          دوستت دارم


      + نوشته شده در  چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 21:58  توسط 。◕‿◕。 میلاد 。◕‿◕。  | 
                             

       


      + نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت 12:45  توسط 。◕‿◕。 میلاد 。◕‿◕。  | 

      قصه اينجوري شروع شد.. من وچشمات و ترانه


      تو رو خواستن تا هميشه..... گريه و اشک شبانه


      تو مي دوني تا هميشه.....  من به ياد تو مي مونم


      هرچي که ترانه دارم ..واسه ي چشات مي خونم


      واسه داشتن دستات.... لحظه هام پر از بهونه اس


      ديدن صورت ماهت....... ...يه خيال عاشقانه اس


      بي تو من هيچي ندارم.. پيش چشمات کم مي يارم


      اگه تو بخواي مي ميرم جون به دستات مي سپارم


      لحظه ها مو با حضورت ..عاشق وترانه خون کن


      با نگاه پاک و معصوم........  دل سردمونشون کن


      تو مثه اب و نفس باش.... واسه اين عاشق مجنون


      رو تن اين خاک تشنه........ تو ببار هميشه بارون



      + نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 12:12  توسط 。◕‿◕。 میلاد 。◕‿◕。  | 

      اگه دبير رياضي بودم ثابت ميكردم كه چگونه شعاع نگاهت از مركز قلبم ميگذره، اگه دبير شيمي بودم از اشك چشمانت محلول محبت ميساختم، اگه دبير ديني بودم تابت ميكردم كه بعد از خدا بايد تو رو پرستيد، اگه  دبير زبان بودم با زبان بي زباني ميگفتم : دوستت دارم.

       

      دلم تنگ  شده  برات                                                                TinyPic image
      واسه صداقت چشات
      واسه  آخرين  نيگات
      واسه  گرمى صدات
      واسه   لبخند  لبات
      واسه عشق بى ريات
      واسه پاكى و صفات
      واسه همه  خاطرات
      كه داشتم  باهات...

       

       


      + نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت 11:40  توسط 。◕‿◕。 میلاد 。◕‿◕。  | 
      مي نويسم روي عکست مي ذارم تو قــاب لحظه


      چشمـــاي تــو دستاي تو به يه دنيايــي مي ارزه


      تو که نيستي کم مي يارم با تو مـن گــل بهــارم


      مهربــــونم مهربـــــونم تا ابــــد تو هستي يــــارم


      تو چه باشي چه نباشي چشم من بارون مي بـاره


      اونقـده دوستت دارم مـــن به خـــدا قد ستــــــاره!!


      نفســــهــات بــوي بهشته!اي تو پاک وآسمونـــي


      عطر گندمزارو داري به فرشتــــــه ها مي مونــــي


      تو چشاي من نگاه کـن من که از تو سير نمي شم


      قول بده پيشم مي موني من که با تو پير نمي شم


      + نوشته شده در  جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت 23:1  توسط 。◕‿◕。 میلاد 。◕‿◕。  | 

         

      گفته بودی که چرا محو تماشای منی

      وآن چنان مات که یک دم مژه بر هم نزنی

      مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود

      ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی                                      


      + نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 21:49  توسط 。◕‿◕。 میلاد 。◕‿◕。  | 
      باز باران بي ترانه***گريه هايم عاشقانه***
      مي خورد بر سقف قلبم***

      ياد ايام تو داشتن***مي زند سيلي به صورت***
      باورت شايد نباشد***مرده است قلبم ز دستت***
      فكر آنكه با تو بودم***
      با تو بودم شاد بودم***توي دشت آن نگاهت***
      گم شدن در خاطراتت****

                          TinyPic image

       


      + نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 10:32  توسط 。◕‿◕。 میلاد 。◕‿◕。  | 

       

       

      تو که نیستی تا ببینی من و این دل شکسته

      تک و تنها توی غربت به امید تو نشسته

      تو که نیستی تا ببینی منو این دستای خسته

      یه ورق کاغذ خالی با یه احساس شکسته

      تو که نیستی تا ببینی منو این روزای غمیگین

      یه سکوت سرد و وحشی توی لحظه های سنگین

      تو که نیستی تا ببینی منو دیوارای سنگی

      فاصله بین منو توست،کاش بگی که برمیگردی

      تو که نیستی تا ببینی منو این پلکای خیسم

      تو تموم بی کسیها دارم از تو مینویسم

      تو که نیستی تا ببینی لحظه هام بی تو چه سردن

      واسه نبودن تو هموشون معنی دردن

       


      + نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 10:18  توسط 。◕‿◕。 میلاد 。◕‿◕。  | 
      TinyPic image
      TinyPic image TinyPic image
       TinyPic imageTinyPic image
       
       

      + نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 8:57  توسط 。◕‿◕。 میلاد 。◕‿◕。  | 
                                   

      + نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 15:55  توسط 。◕‿◕。 میلاد 。◕‿◕。  | 





      ابتداي وب
      نام وب : عشقولانه
      نام نويسنده ‌: ميلاد
      آدرس وب :www.babylove.blogfa.com
      ايميل:zamis.beta@gmail.com