تبليغاتX
ღعشـقـولانه ღ
ღعشـقـولانه ღ

    • خوش آمديد اميدواریم لحظات خوشي را سپري نماييد ღ ツلطفا نظر بدین ...ممنونم ツღ       به نام خدا خالق انسان . به نام انسان خالق غم ها . به نام غم ها به وجود اورنده ي اشك ها . به نام اشك تسكين دهنده ي قلب ها . به نام قلب ها ايجاد گر عشق و به نام عشق زيباترين خطاي انسان   
      من که در همه عمر ميان گريه ميخندم و در حال خنده ميگريم اگر اينچنين آشفته باشم شگفتی نيست...هر اندازه که مينويسم بيشتر دلتنگ مي شم ای که اميد زندگی را به من دادی عاشقانه دوستت دارم من با تقديم شعرهای ناچيزم به پسند تو به لبخند تو و عنايت و هدايت تو نيازمندم من شعر را برای پيوستگی و همبستگی با تو ميخواهم تا ميان احساس و انديشه خويش و احساس و عاطفت تو پل ببندم برای تو مينويسم زيرا خود را از تو و تو را از خويش گسسته نميدانم و هر روزت از روز پيش به خود نزديکتر حس ميکنم با تو همدردم .. با تو همزادم .. با تو همرازم .. با تو همنفسم من عاشق و مجنون توام که اگر نشتری بر رگ ليلی من آشنا شود پيش از او جان من به فرياد خواهد آ مد اگر تنها باشی شعر من در کنارت می نشيند اگر فرياد براوری کلام من پژواک فرياد توست نه کلام من که خود من با تو هم فریاد خواهم شد .....هيچکس جز خدا نمی داند که تا چه حد دوستت دارم هيچگاه خود را از تو جدا نخواسته ام که مرگ را بر اين جدايی رجحان مي نهم اگر روزی شعر مرا نخوانی و نخواهی من خط مرگ را خواهم خواند آن ساعت که از طهارت و عصمت دم میزنم عصمت مسیح وار و مریم آسای تو در ذهنم تجلی می کند آری .... این تویی که چون رحمت خداوند در رگ من در خون من در دستهای من در زندگی و حرکت من و در جوانه های شعر من جاری هستی با لب تو می خندم ....با گوش تو می شنوم ....با دست تو می نویسم ....با یاد تو می اندیشم....غم من از غم تو . نشاط من از نشاط تو . زندگی من از زندگی تو سرچشمه می گیرد خواهش می کنم باور کن من از دنیا هیچ نخواسته ام جز خدا را جز تو را جز محبت تو راو جز لبخند تو را .....من شادم که از دنیا هیچ ندارم نه آبی نه آبادا نیی نه به کف دست خاکی من بر خاک خدا گام میزنم اما آرزو می کنم که روحم افلاکی باشد آری آب و خاک ندارم و بسی شادم که ندارم آب و خاکی نمی خواهم زیرا به آه سوخته دلی بر باد می رود اما آتشی که هیچگاه نمی رود در دل منست از خویش خانه و سر پناهی ندارم و باور کن که به همه عمر در آرزوی آنهم نبوده ام اما در عمق آرزوی منست که در دل تو خانه ای داشته باشم اگر چه به مساحت یک قلب ....من از خدای خویش به جای آب آبرو خواسته ام و به جای خاک توفیق آنکه خاک راه تو باشم...خاک نشین راه تو خاکی نمی خواهد ...پنجره ای دارم به وسعت دلهای پاک که از شیشه های رنگارنگش به سوی تو و دنیای تو می نگرم ...روزان و شبان بر این پنجره نشسته ام و کبو تران احساس و اندیشه را صید می کنم و به قفس شعر می سپارم از تو الهام می گیرم وبه تو فکر می کنم چون تو دارم همه دارم وگرم هیچ نباشد اگر از اقیا نوس بیکرانه محبت تو یک جام نصیبم شود دریا خواهم شد ای نازنین ترینم ای مهربانترینم ای عزیز ترینم شادیهایت را با خود به خلوت خویش ببرولی غمت را با من قسمت کن اما بدان پیش از آن که غمت را با من قسمت کنی من بار غمت را بر دوش دل داشته ام چرا که همراز تو ام اگر دردی در شعر منست اگر فریادی در کلام منست اگر غم غر بتی در واژه ها ی منست و اگر عشق و محبت ... شگفت نیست .. که تو را سروده ام سرت سبز ..دلت گرم .. لبت خندان .. سینه ات آتشکده عشق و محبت

      + نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 19:10  توسط 。◕‿◕。 میلاد 。◕‿◕。  | 

       به او بگویید دوستش دارم

        (  تقدیم به یگانه عشقم  )

         بنام عشقی که مرا دیوانه خود ساخت          بنام آنکه گیتار عشق را نواخت  

        بنام آنکه نگین عاشقی بروی انگشته دوستی نهاد

               بنام یگانه مبعود زندگیم               بنام زیبای زیبا آفرین

                      بنام یگانه هستی آفرین  

                                                                                                                      دوستدار تو

       


      + نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 22:1  توسط 。◕‿◕。 میلاد 。◕‿◕。  | 
      هر چي آرزوي خوبه مال تو
       
      هر چي که خاطره داريم مال من
       
      اين روزاي عاشقونه مال تو
       
      اين شباي بيقراري مال من
       
      منمو حسرت باتو ما شدن
       
      توي و بدون من رها شدن
       
      آخر غربت دنياس مگه نه
       
      اول دو راهي آشنا شدن
       
      تو نگاه آخر تو آسمون خونه نشين بود
       
      دلتو شکسته بودن
       
      همه ي قصه همين بود
       
      مي تونستم با تو باشم
       
      مثل سايه مثل رويا
       
      اما بي تابم ُ بي تو
       
       
      مثل تو تنهاي تنها .....
       

      + نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 21:41  توسط 。◕‿◕。 میلاد 。◕‿◕。  | 





      ابتداي وب
      نام وب : عشقولانه
      نام نويسنده ‌: ميلاد
      آدرس وب :www.babylove.blogfa.com
      ايميل:zamis.beta@gmail.com