آب هم آبي نيست
آنچه مي پنداريم، فكر پوچي است كه دلها همه در آن غرقند.
آب اگر آبي بود
آنقدر عشق و محبت به جهان مي بخشيد
كه دگر شب نرسد،از پس اوهام محال.
آب هم آبي نيست،
آب اگر آبي بود
چه كسي باور داشت، كه در اين آرامش
موج طوفان احساس چنان خشم آگين،كشتي عاطفه را مي بلعيد؛
آب هم آبي نيست
آسمان آبي است،
رنگ خود را گه گاه، مي نگارد بر آب
آسمان ميفهمد معني مهر و وفا را.
آب اگر آبي بود،همه آبي بودند.
دل ايشان مگر از آب محبت خاليست
يا که اين آب،ز هر رنگ محبت عاريست.
آب هم آبي نيست،
در آغوشم بگیر
بگذار برای آخرین بار گرمی دستت را حس کنم
و مرا ببوس تا با هر بوسه ات به آسمان پرواز کنم
نگاهم کن و التماسم را در چشمانم بخوان
قلبم به پایت افتاده است نرو
لرزش دستانم و سستی قدمهایم را نظاره کن
تنها تو را می خواهم
بگذار دوباره در نگاهت غرق شوم
و بگذار دوباره در آغوشت بخواب روم









